من بی دل به چه جرمی از تو هی شکنجه می شم
من که با تموم زجرت خاکتم، مثل همیشم
زیر ضربه ضربه تو بی سپرترینم از عشق
بسه نازنین روا نیست بزنی تیشه به ریشم
دیر اومدی ای رفته تصویر تو لیلی نیست
ضجه ات رو شنیدن تلخ اما به تو میلی نیست
پر گریه به یادت هست گفتم که نفس بردی
رقصان مثل پر در باد رفتی غزل افسردی
پر گریه کجا بودی وقتی که دلم می سوخت
وقتی که یه اقیانوس هر اشک رو به اشکی دوخت
من بی دل به چه جرمی از تو هی شکنجه می شم
من که با تموم زجرت خاکتم، مثل همیشم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط مجید
|
